حج آهنگ و قصد و ضد سکون، از زندگی و علقه هایت باید بگذری، عصیان بر وضع موجود خود، در عالم ذر انسان بودی- خلیفه خدا بودی- همسخن خدا- امانتدار خاص- خویشاوند خدا- روح خدا در تو دمیده شد، با دیدن خانه کم کم میفهمی که تو به زیارت نیامده ای. تو حج کرده ای. .کعبه آن سنگ نشانی است که ره گم نشود. این تنها یک علامت بود. کعبه آخر راه نیست. آغاز راه است.
قبل از شروع حج. گویا می میری. نیت و آهنگ مرگ کن.
میقات: وعده دیدار.لباس خود را در می آوری و تبعیض ها همه کنار می روند. کفن بپوش. رنگ ها را همه بشوی. موتوا قبل ان تموتوانماز میقات عرضه خود در شرایط جدید به خداحمد – نعمت – ملک یعنی تزویر و زر و زور در نیت حج کعبه جهت ندارد. تویی که بسوی او جهت می گیری. مکعب هر شش جهت را در خود دارد. رو به همه و رو به هیچ.
حجر: دامن حجر اسماعیل یادگار هاجر است که حتی یک هووی کامل هم به حساب نمی آید. اینجا خانه هاجر است. کعبه به سوی او دامن کشیده است. طواف بر گرد آفتاب. منظومه وارهاجر سمبل تو حجرالاسود بیعت با دست راست خدانماز در مقام ابراهیم. پا جای پای ابراهیم برای رسیدن به خدا. انسان بودن را از ابراهیم آغاز میکنی.ذبح اسماعیل یعنی رفتن تا ... دردناک تر از شهادت و این دو رسته از آتشگاه و قربانگاه خانه ای امن می سازند. فریادی در شب تاریک ظلم.در کعبه همه بیرونند. مسجد بیرون است
طواف: انسان است خود باخته حقیقت
سعی: بشر است خودساخته واقعیت طواف انسان متعال و سعی انسان مقتدر
حج جمع ضدین.یافتن آب به عشق نه به سعی.
صفا: دوست داشتن پاک
مروه: نهایت انسانیت. مروت
حج اصغر: عمره که تا کعبه تمام میشود
حج اکبر: از کعبه شروع میشود و پشت به کعبه حرکت میکنی
حاج: عازم، خدا منزلگاه نیست، جهت است، حج سفر و زیارت نیست. نهایت ندارد.
عرفات: سخن از شناخت است .
مشعر: سخن از شعور است و فهم. مکان شعورو منی سخن از عشق است .